فعالیت ها برای زنان

شاید به جرأت بتوان گفت که زن در افغانستان، آیینه تمام نمای رنج، ظلم و حقارتی است که در طول تاریخ و در سایه حاکمیت فرهنگ مرد سالار، وجود داشته است. زنان که نیمی از پیکر اجتماع را به نمایش می گذارند، همواره مورد تحقیر، شکنجه و خشونت های استخوان سوز قرار داشته اند. فرهنگ و تفکر مردسالارانه، فضای خانه، اجتماع و ادارات دولتی رابرای آن ها به میحط دشواری مبدل ساخته است. مبارزه علیه خشونت و دفاع ازحقوق زن، به حاکمیت قانون، عدالت اجتماعی، صلح و موجودیت انسانهای متعهد،بافرهنگ و حق شناس نیازمند است. عدم رعایت حقوق بشر در جامعهء افغانی، فاجعه های درناکی را به بار آورده است که تاریخ در دل خویش از این حوادث هولناک یادگارهای فراوانی را ثبت دارد. دریغا که فریاد زن افغانستان، تا امروز ناشنیده باقی مانده است. روحیهء زن ستیزی باشریعت اسلامی، قانون اساسی و اخلاق انسانی و فطرت بشری سازگاری ندارد.خشونت پدیده فطری و طبیعی در برابر زن نیست، بلکه انباشتهای جهل، فقر، عدم تفاهم، پایین بودن سطح فهم، عدم تطبیق قوانین و وجود فرهنگ معافیت در برابر جرم و جنایت، عدم رشد جامعهء مدنی، بی اعتنایی مسئولین امور و کمتربینی نقش زن در اعتلای جامعه، همه و همه زمینه ساز روحیهء خشونت است. تاکنون خرد جعمی جامعهء ما به این باورمندی دست نیافته است که نیمی از قدرت، تعقل، تفکر، اندیشه و موجودیت فیزیکی یک پیکر واحد، ساکت و غیرفعال باقی مانده است. به یقین تا زمانی که زمینهء مشارکت همگانی در امر ارتقاء، انکشاف و اعتلای فرهنگ و مدنیت فراهم نگردد، چگونه در انتظار پایان این روز سیاه می توان لحظه شماری کرد. تأمین حق و حقوق زن را به زبان گفتن، و در عمل از حقوق آن حمایت نکردن و با سرنوشت و قضایای مربوط به زن بر خورد سبکسرانه و غیرمسئولانه کردن را چه نام می گذارید؟ مگر این همه فریادهای مظلومانهء زنان کشورمان که خرید و فروش می شوند و در قید ازدواجهای اجباری در سن صغارت در آورده می شوند و مورد تجاوز قرار می گیرند، اختطاف می شوند و خشونت را چون خدمت گزار صبور و بی صدا تحمل می کنند، ما را ملزم نمی سازد که بخاطر حفظ حقوق اسلامی و انسانی همنوع مان فریاد بکشیم؟ زنان کشور مان به صورت عموم از همه اقشار جامعه ، دولت و علمای کرام می طلبند که بیایید نه به شکل سمبولیک و مقطعی، بلکه به شکل متداوم از حقوق خوهران و مادران خود دفاع نموده و در جهت تأمین حقوق زنان کوشش های انسانی خویش را دریغ ننماییم و با یک صدا این کابوس ظلمت، حق کشی و بی عدالتی را از سر راه زنان برداریم و با انتقال اندیشه انسانی در ذهنیت های سنگواره شده،پدیده های زشت تعصب، خشونت، تبعیض، بی انصافی، حق ناشناسی و تحجر را آماده پذیرش ارزش های اسلامی و انسانی سازیم. تا در فردای نه چندان دور گلهای محبت، دوستی، آزادی، عدالت و برابری را در گلستان زندگی هر خانواده شگوفا سازیم و شاهد لبخند چهره های مهجور و درمانده خواهران و مادران خویش باشیم و زنان را مانند مردان صاحب قدرت، اختیار و قادر به تصمیم گیری در امور خانواده گی ، اجتماعی، اداره دولتی و رهبری کشور سازیم. بدون آن هرگز نمی توان از مفاهیمی چون عدالت، آزادی و مفاهیم شهروندی نام برد. جنبش جوانان حزب وحدت اسلامی افغانستان به تأسی از سیاست ها و مواضح حزب وحدت اسلامی افغانستان در قبال زنان که همواره جنبه حمایتی و تساوی حقوق نسبت به زنان داشته است، خود را ملزم میداند تا راه نا تمام این مبارزات انسانی و اسلامی را همچنان ادامه دهد و با وجود بهتر شدن شرایط زندگی زنان نسبت به گذشته ها و بازتر شدن نسبی فضای تنفس برای زنان، با درک نیاز های روز و پیشرفت قافله تمدن بشری، همت بلند خویش را به افق های روشن آینده برای زنان افغانستان معطوف میدارد و در این راه احساس مسئولیت و عزم و اراده استوار خواهران عضو جنبش جوانان حزب وحدت اسلامی افغانستان بیش از برادران شان است .